تبليغاتX
عشق سرد

.آرامش ساحل لحظه هاي با تو بودن را برايم تداعي مي‏کند

با اين وجود که ثانيه ها زودگذرند و طوفان در راه است

ولي باز هم اين لحظات را دوست دارم

چون يادت را در دلم زنده مي‏کند.

 

 

+     | 

زندگي زيباست نه در رويا

بوسه زيباست نه براي هوس

پرنده زيباست نه براي قفس

دوست داشتن زيباست نه براي لمس كردن بلکه براي حس كردن.

 

 

+     | 

شبها چراغ دلت را روشن بگذار، تا فرشته ها راه خود را گم نکنند.

شبهاي بي فرشته سنگين مي گذزد، مثل روزهاي بي تو بودن

 

روزهای بی تو بودن

 

 

 

+     | 

وقتي از مادر متولد شدم...

 صدايي در گوشم طنين انداخت که بعد از اين با تو خواهم بود.

 به او گفتم تو کيستي؟

 گفت :غم!

 فکر کردم غم عروسکي خواهد بود که من بعدها با اون بازي خواهم کرد.

 ولي بعدها فهميدم که من عروسکي هستم در دستان غم

 

+     | 

وقتي تو آمدي و دستت را به سويم دراز کردي ، گفتم

از قفس چه مي داني ؟ گفتي آزادي

از تنهايي ؟ همزباني

از محبت ؟ عشق

از دوستي ؟ صداقت

از بهار ؟ طراوت

از سفر ؟ انتظار

از جدايي ؟ ...

باز هم گفتم جدايي ؟ سکوت تو مرا شکست و به گريه انداخت

به چشمانت نگاه کردم و گفتم بگو

و تو آغوش به رويم گشودي و گفتي :جدايي هرگزبي تو من مي ميرم

ولي افسوس ...

 

 

+     | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اي کاش سه کلمه غرور، عشق و دروغ وجود نداشت تاآدمها مجبور نمي شدند به خاطر غرور در مورد عشقشان دروغ بگويند

نوشته های پیشین
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
پیوندها
خرده داستان
داستان کوتاه
پری تنها
عاشق تنها
دل باخته
راز آینه
عشق و نفرت
سپیده عشق
عجيب ترين عاشق
تیکه های کاغذ
نگاه تلخ
فروغ فرخزاد
الهه شرقی
عاشقی بد دردیه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

Google
 
  
در كل اينترنت
در اين سايت